محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 30

مرآة البلدان ( فارسى )

مطلب به درازا كشيد و با همه كوششى كه در ايجاز و اختصار مقدمه داشتم به تفصيل بلكه اطناب انجاميد . با اين حال از ذكر يك نكته ناگزيرم و آن اين‌كه اگر محمد حسن خان به نحوى شايسته و بايسته مورد توجه مردم قرار نگرفته بدان علت است كه وى فرزند ميرزا على خان حاجب - الدوله است و حاجب الدوله قاتل امير كبير . مردم ايران امير كبير را دوست مىدارند و رفتار وى را در دورهء صدارت به جان و دل مىستايند . زيرا در سراسر تاريخ ، مردم ايران از ظلم شاهان و زنان و مردان خاندان سلطنت رنج برده بودند و در سالهاى اخير ، سياست استعمارى و رفتار عمال روس و انگليس دردى بر دردهايشان افزوده بود . امير با اين هردو به جنگ برخاست . هم با دربار فاسد قاجارى روبرو شد هم با سياست استعمارى . اين خود آرزوى مردم بود . ازاين‌رو نام امير كبير در ذهن هر ايرانى يادآور يك حماسه است . حماسه‌اى كه سه سال بيشتر دوام نيافت و به سرانجامى هم نرسيد . اما به ملت ايران آگاهى داد كه در سايهء كار و كوشش و درستى و وظيفه‌شناسى ، ايرانى مىتواند در اين دنياى پرآشوب جايى براى خود باز كند . از اين گذشته امير مردم اين سرزمين را دوست مىداشت و رنج آنان را رنج خويش مىدانست و سعادتشان را سعادت خويش . اقدامات وى در جهت ايجاد دار الفنون براى بالا بردن ميزان دانش و فرهنگ ايرانيان و ترويج و تأكيد وى در مورد آبله‌كوبى و تأسيس قشون تازه و نيروى دريايى و ايجاد روزنامه و امثال آن همه براى ترقى ايران و ايرانى بود . مردم ايران اين مطلب را فهميده بودند و ازاين‌رو امير و خاطرهء مبارزات وى را با عوامل داخلى و ايادى خارجى گرامى مىداشتند و به‌همين اندازه قاتل او را مردى زشتكار و خونخوار و سنگدل مىدانستند و چنين نيز بود . لذا هر ايرانى طبعا با شنيدن نام حاجب الدوله دچار احساسى عميق از نفرت و اشمئزاز مىشد و بالطبع پسر چنان مردى نمىتواند محبوب چنين مردمى قرار گيرد . خواه‌ناخواه محمد حسن خان تاوان جنايت پدر را مىپردازد . كما اين‌كه نفرت و كينهء مرحوم قزوينى هم نسبت به محمد حسن خان ، دانسته يا ندانسته ، از همين‌جا نشأت مىگيرد . زيرا در همين وفيات معاصرين ، به محض آن‌كه نام وى بر قلم قزوينى جارى مىگردد مىنويسد « پدرش حاجى على خان از مير غضبان ناصر الدين شاه بوده و هموست كه مأمور قتل امير كبير ميرزا تقى خان